هوش فرهنگی: شایستگی مدیران در محیط های چند فرهنگی

در دنيايي که عبور از مرزها کاري عادي و ساده شده است، پرورش هوش فرهنگي يک نياز حياتي براي همه مديران و کارکنان است. مديران موفق رمز برخورد با فرهنگهاي گوناگون ملي، فراملي و سازماني را به خوبي مي‌آموزند و از آموزه هاي خود نهايت استفاده را مي برند. برای مواجهه با محیط‌های چند فرهنگی افراد نياز به هوش فرهنگي  دارند. هوش فرهنگي يك قابليت فردي براي درك، تفسير و اقدام اثربخش در موقعيتهايي دانسته شده است كه از تنوع فرهنگي برخوردارند.

در محيط و بازار جهاني، پرورش هوش فرهنگي، اهرم مورد نياز رهبران و مديران تلقي مي‌شود. سازمانها و مديراني که ارزش استراتژيک هوش فرهنگي را درک کنند، مي‌توانند از تفاوتها و تنوع فرهنگي در جهت ايجاد مزيت رقابتي و برتري در بازار جهاني استفاده کنند. در پاسخ به اين نياز آنگ و ارلي يك مفهوم چند عاملي به نام هوش فرهنگي (CQ) را مفهوم‌سازي كردند. اين مفهوم شامل عواملي به نامهاي هوش فرهنگي ذهني (فراشناختي و شناختي)، انگيزشي و رفتاري بود. آنگ و ارلی هوش فرهنگي را قابليت يادگيري الگوهاي جديد در تعاملات فرهنگي و ارائه پاسخهاي رفتاري صحيح به اين الگوها تعريف كرده‌اند

آنها معتقدند در مواجهه با موقعيتهاي فرهنگي جديد، به زحمت مي توان علائم و نشانه هاي آشنايي يافت كه بتوان از آنها در برقراري ارتباط سود جست. در اين موارد، فرد بايد با توجه به اطلاعات موجود يك چارچوب شناختي مشترك تدوين كند، حتي اگر اين چارچوب درك كافي از رفتارها و هنجارهاي محلي نداشته باشد. تدوين چنين چارچوبي تنها از عهده كساني برمي‌آيد كه از هوش فرهنگي بالايي برخوردار باشند.

تحقیقات نشان داده است که افرادی که در محیط‌هایی خارج از فرهنگ اصلی خود حضور داشته‌اند، هوش فرهنگی بالاتری نیز داشته‌اند. البته فردی که برای تحصیل و یا استخدام در یک محیط فرهنگی دیگر حضور داشته است به نسبت هوش فرهنگی بالاتری دارد و سفرهای تفریحی به فرهنگ‌های دیگر تاثیری بر هوش فرهنگی افراد نداشته است. علاوه بر این افرادی که فرهنگ‌های بیشتری را تجربه کرده‌اند از هوش فرهنگی بالاتری نیز برخوردار بودند.

اغلب نظریه پردازان برای هوش فرهنگی سه جزء در نظر گرفته اند:

عنصر فراشناختی و شناختي (ذهن- سر)

در دو حالت مشابه، هوش فرهنگي فراشناختي، فرآيندي را مورد توجه قرار مي‌دهد كه افراد براي بدست آوردن و فهم دانش فرهنگي بكار مي‌گيرند، در صورتي كه هوش فرهنگي شناختي دانش عمومي در مورد فرهنگ‌ها (اطلاعاتي در مورد آداب و رسوم و سنت‌ها و…) را انعكاس مي‌دهد. اين شناخت علاوه بر عقايد و ارزشهاي افراد، روش‌ها و رويه‌هايي را که ديگران براي انجام کار استفاده مي‌کنند را نيز در بر مي‌گيرد. براي بسياري از مردم يافتن روزن‌هاي به فرهنگ‌هاي بيگانه دشوار است؛ اما فردي که از جنبه ذهني و شناختي داراي هوش فرهنگي نيرومندي باشد، مفاهيم مشترک را زود پيدا مي‌کند. شناخت تفاوت‌هاي فرهنگي ممکن است پرسيدن سئوالي درباره عوامل برانگيزاننده افراد در فرهنگ‌هاي گوناگون باشد. يادگيري مفاهيم فرهنگ ديگران به درک و شناخت رفتارهاي آنان کمک مي کند .

عنصر رواني و انگيزشي ( قلب- دل)

هوش فرهنگي انگيزشي حجم و جهت انرژي افراد براي تطبيق با فرهنگ جديد را نشان مي‌‌دهد و به افراد کمک مي‌کند در مقابل موانع پايدار باشند تا بتوانند خود را با فرهنگ ديگران سازگار سازند. اين بخش ممکن است مشکل‌ترين يا مبهم‌ترين جزء هوش فرهنگي باشد. ورود به دنياي فرهنگ بيگانه مستلزم غلبه بر يکسري موانع خاص است. داشتن انگيزه و پشتکار و باور قوي در اين راه بسيار موثر است. فرهنگ‌ها در بسياري از موارد با هم‌ديگر متفاوت هستند. ناديده گرفتن اين تفاوت‌ها به مخدوش شدن ارتباطات منجر مي شود. گاهي اوقات تعامل افرادي با فرهنگ‌هاي متفاوت مثل نزديک شدن دو آهن‌ربا با  قطب‌هاي يکسان است. بدون داشتن انگيزه کافي، هوش فرهنگي بي مفهوم است. اين عنصر توانايي همدل شدن را مدنظر قرار مي دهد. تمايل به برقراري ارتباط و استمرار در راه رسيدن به هدف، بزرگترين شکاف‌هاي فرهنگي را پوشش مي دهد.

عنصر فيزيکي و رفتاري (جسم- بدن)

هوش رفتاری بر روي اين تمركز مي‌كند كه افراد در شرايطي كه در فرهنگ جديد قرار مي‌گيرند چگونه عمل مي‌كنند (اعمال آشكار فرد) و قابليت فرد براي نمايش اعمال كلامي و غيركلامي مناسب در تعامل با افراد از فرهنگ‌هاي مختلف را نشان مي‌دهد. هوش فرهنگي رفتاری، به توانايي فرد براي انجام واکنش مناسب اشاره دارد. رفتار و سلوک فرد بايد نشان دهد که به فرهنگ طرف مقابل علاقه دارد و سعي مي‌کند مولفه‌هاي فرهنگي آنها را بپذيرد و به آن احترام بگذارد. شما مي توانيد با نشان دادن شناخت خود از فرهنگ ميزبانان، ميهمانان يا همكارانتان، آنها را خلع سلاح كنيد. اعمال و رفتار شما بايد بيانگر آمادگي‌تان براي ورود به دنياي درون آنها باشد. بسياري از تفاوت‌هاي فرهنگي در اعمال قابل مشاهده فيزيكي تبلور مي‌يابند. نحوه دست دادن يا سفارش دادن غذا مي تواند به عنوان توانايي شما در رعايت آداب و رسوم و رفتارهاي مطلوب طرف مقابل تلقي شود و نشان دهد به اندازه كافي براي سازگار شدن با فرهنگ آنان تلاش به خرج مي دهيد. با پذيرش عادات و رفتارهاي ديگران در مسير شناخت و درك بهتر فرهنگ آنان قرار مي‌گيريد و در مقابل، آنها نيز بيشتر به شما اعتماد پيدا ميكنند و رفتار بازتري از خود بروز مي دهند. شناخت و انگيزه بدون انجام يک واکنش موثر و مناسب ارزش خود را از دست مي دهند. به همين دليل، هوش فرهنگي بايد دربرگيرنده توانايي‌ها و مهارت‌هاي لازم براي نشان دادن واکنش مناسب با آن فرهنگ باشد.

با این ابزار می توانید هوش فرهنگی خود و یا مدیران خود را برای کار در محیط های چند فرهنگی بسنجید: پرسشنامه هوش فرهنگی به همراه تفسیر

   ارسال دیدگاه

ایمیل شما هرگز برای مقاصد تجاری یا تبلیغاتی بکار نمی رود. *

 


کاربرانی که به تازگی به ما پیوسته اند

jeffereyhutchesojeffereyhutcheso
Fermesk2Fermesk2
babaali20babaali20
StudentStudent
gayled986442gayled986442
0914997845409149978454
hkhk
gradymarden9gradymarden9
corrinefrankecorrinefranke
nydiacedillonydiacedillo