درک کارکنان = رضایت و وفاداری آنها

درک کارکنان به نگران آنها بودن و رفتار با ملاحظه با آن‌ها اشاره دارد و در گفته‌ها، تصمیمات و رفتارهای فرد دیده می‌شود. افراد توانایی‌های کاملا متفاوتی برای درک شدن دارند. به همین دلیل است که همدردی و فهم تفاوت دیگران در احساسات، نیازها و باورها ضروری است. به کرات از شرکت‌کنندگان در تحقیقات داستان‌هایی در مورد رفتارهای با ملاحظه سرپرستان شنیده‌ام که تاثیر درک دیگران بر احترام، دلبستگی و وفاداری را نشان می‌دهد. نمونه‌ای از این رفتارها از زبان کارکنان در ادامه آمده است:

 

  • تیم فوتبال پسرم به مرحله حذفی استان صعود کرد. وقتی با خانواده به محل مسابقه رفتیم رئیس را با تعداد زیادی از کارکنان شرکت دیدم، شگفت‌زده شدم. رئیسم این برنامه را در نظر گرفته بود و بعد از مسابقه هم همه ما را به پیتزا دعوت کرد. این اتفاق برایم از هر ارتقا یا پاداشی که تا آن موقع گرفته بودم بسیار ارزشمندتر بود.
  • همسر من شغلش را از دست داد و رئیس به من پیشنهاد داد که یک نوبت بیشتر سر کار بمانم. این مساله خیلی به ما کمک کرد.
  • یک معلم هستم. خیلی سخت برای تمام کردن یک برنامه کار کرده بودم که به خاطر کمبود بودجه برنامه منتفی شد. سرپرستم به خانه ما آمد تا خبر را به صورت شخصی به من بدهد و بگوید که چقدر از این بابت متاسف است.
  • دختر من ذات الریه گرفته بود و باید یک هفته تمام در خانه استراحت می‌کرد. من تنها بودم. نه حمایتی داشتم و نه توانایی پرداخت پول به پرستار بچه. رئیس شرایطی را فراهم کرد تا من بتوانم در منزل با لپ تاپ و رایانامه کارهایم را پیش ببرم.
  • شرکت یک دکتر استخدام کرد تا به محل کار ما بیاید و شیوه کار ما را نگاه کند. دکتر پس از مشاهده پیشنهاداتی داد، مثل اینکه حالت ایستادن و نشستن را درست کنیم، نور بیشتری را استفاده کنیم، صندلی‌ها را تنظیم کنیم و ارتفاع و محل صفحه نمایش کامپیوتر را تغییر بدهیم. در برخی موارد محل کار افراد تغییر کرد. این نشان داد که شرکت به فکر سلامتی ما هست.
  • من کاندیدای ارتقا بودم ولی نتوانستم ارتقا پیدا کنم. خیلی ناراحت بودم. رئیس با وجود اینکه اصلا در شرکت رسم نبود، یک قرار برای من، مدیر منابع انسانی و انتصابات گذاشت. گفتگو را با این مطلب شروع کرد که نسبت به رشد کارکنانش احساس مسئولیت می‌کند. و می‌خواهد بداند چگونه می‌تواند من را بهتر برای ارتقا آماده کند. این واقعا برای من شگفت انگیز بود. بعد از آن در یک سال من به شغلی رسیدم که حتی از شغلی که از دست داده بودم بهتر بود.
  • هر وقت رئیسم را می‌بینم صدای زنگ تلفن همراهش را قطع می‌کند و تلفن دفتر را هم روی پیام‌گیر قرار می‌دهد. رئیس قبلی من موقع صحبت کردن من به مه تلفن‌ها جواب می‌داد و حتی با تلفن همراهش مرتب کار می‌کرد. چقدر فرق می‌کند اگر بدانی رئیس تو واقعا می‌خواهد حرف‌های تو را بشنود و به تو احترام می‌گذارد.
  • یک سیاست رئیس من این است که او از کارکنانش نمی‌خواهد پنجشنبه به سفر کاری بروند و یا تا زمانی کار کنند که چهارشنبه دیر به خانه بروند. این سیاست برای من و خانواده‌ام خیلی ارزش دارد.    

با رعایت مواردی این چنینی، کارکنان خود را درک کنید و رضایت و وفاداری آنها را جلب نمایید.

 

نویسنده: مجتبی محمدنژاد شورکایی

دکتری منابع انسانی دانشگاه تهران

برگرفته از کتاب: چماق و هویج دیگر کارایی ندارد، پاول مارسیانو، ترجمه کاظمی، کرباسفروشان و رادمرد، موسسه خدمات فرهنگی رسا

   ارسال دیدگاه

ایمیل شما هرگز برای مقاصد تجاری یا تبلیغاتی بکار نمی رود. *

 


کاربرانی که به تازگی به ما پیوسته اند

olliehyltonolliehylton
AsalghasemiAsalghasemi
EROGeafedsEROGeafeds
staceygilfillanstaceygilfillan
lourdeswentzlourdeswentz
terrywbu456189terrywbu456189
AlbertButAlbertBut
katrindww9katrindww9
jenniferecholsjenniferechols
Masikh90Masikh90