مدل ارزشیابی مشاغل هی گروپ: عوامل ارزیابی

یکی از قویترین و اصیل ترین مدل های ارزشیابی مشاغل، مدل هی گروپ (Hay Group) است که ابعاد و عوامل اندازه گیری در آن طی ۶۰ سال تکامل یافته اند. این مدل رویکرد سیستمی به مشاغل دارد که شغل را متشکل از «داده، فرایند و ستاده» می داند. هی متناسب با هر یک از این اجزا ، سه عامل دانش، حل مسئله و پاسخگویی را برای ارزشیابی مشاغل در نظر می گیرد. 

 

۱٫ دانش/مهارت: هر شغلی نیازمند داشتن مهارت ها و دانش کاری است تا بتوان از عهده همه جنبه های آن بر آمد. دانش/مهارت از سه عامل تشکیل شده است:

۱-۱٫ مهارت فنی/تخصصی: عمق و وسعت دانش فنی و تخصصی مورد نیاز برای رسیدن به عملکرد موفقیت آمیز در شغل مورد نظر.

۱-۲٫ مهارت مدیریتی: الزام به بر عهده گرفتن وظایف مدیریتی مثل هدایت، برنامه ریزی و سازماندهی کارکنان و یا کنترل و سازماندهی منابع، برای انجام شغل.

۱-۳٫ مهارت ارتباطات انسانی: مهارت های انسانی مورد نیاز برای تعامل موفقیت آمیز با اشخاص و گروه ها در درون و بیرون سازمان.

۲٫ حل مسئله: برای رسیدن به پاسخگویی (ایجاد ارزش افزوده) نیاز است تا شاغل مهارت و دانش خود را بکار بگیرد. بنابراین این بُعد به بکارگیری دانش و مهارت برای شناسایی، تعیین و حل مشکلات، اشاره دارد. 

۲-۱٫ محیط فکری: بستر شغل و درجه ای که مشکلات و راه حل ها در آن تعریف شده و استاندارد هستند.

۲-۲٫ چالش فکری: میزانی تنوع و قابل شناسایی بودن مشکلات و میزان دشواری در ارائه راه حل برای آنها، به گونه ای که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد کنند.    

۳٫ پاسخگویی: به میزان ارزش افزوده یک شغل یعنی میزان اثر شغل و نوع آن بر پیامدهای سازمانی اشاره دارد. 

۳-۱٫ آزادی عمل: به میزان توانمندی مورد نیاز برای انجام کار و تصمیم گیری اشاره دارد. یعنی برای انجام کار آزادی عمل مرد نیاز است یا اینکه بر طبق قوانین و دستورات صورت می پذیرید.

۳-۲٫ اندازه تاثیر: وسعت و گستره تاثیری که شغل در نتایج و پیامدهای سازمانی دارد.

۳-۳٫ ماهیت تاثیر: میزان و درجه تاثیر ماهیت کار بر نتایج سازمانی.

هر یک از عوامل مذکور دارای سطوح مختلف است که برای ارزشگذاری مشاغل مورد استفاده قرار می‌گیرد. بُعد دانش/مهارت کاری مهمترین عامل بوده و بالاترین امتیاز را داراست. دو بُعد حل مسئله و پاسخگویی تعیین کننده نیمرخ شغل است. اگر امتیاز حل مسئله بالاتر از پاسخگویی باشد، نشان دهنده کارشناسی (غیر اجرایی) بودن شغل است و بالعکس. عوامل بالا در موقعیت های خاص می توانند اصلاح شوند ولی با رعایت چارچوب «داده، فرایند، ستاده» یعنی فرضیه مبنایی مدل هی، این کار امکان پذیر است.    

برگرفته از:

Hay Job Evaluation: Foundations and Applications, Hay working paper. 2005

مدیریت منابع انسانی، آرین قلی پور، انتشارات سمت

   ارسال دیدگاه

ایمیل شما هرگز برای مقاصد تجاری یا تبلیغاتی بکار نمی رود. *

 


کاربرانی که به تازگی به ما پیوسته اند

m_tarighim_tarighi
FosptFospt
a_rahmata_rahmat
daeidaei
Saeed.niaziSaeed.niazi
aahmadiaahmadi
BillywarBillywar
sajjad21360sajjad21360
javad_panahande@yahoo.com[email protected]
BroBagBroBag